ای دل... | بلاگ

ای دل...

تعرفه تبلیغات در سایت

بـی تـو ای دل نکنـد لاله بـه بـار آمـده باشـد

مـا در ایـن گوشـه زنـدان و بهـار آمـده باشـد

چـه گلـی گـر نخروشـد بـه شـبش بلبـل شـیدا

چـه بهـاری کـه گلـش همدم خـار آمده باشـد

نکنــد بــی خبــر از مــا بــه در خانــه پیشــین

بــه ســراغ غــزل و زمرمــه یــار آمــده باشــد

از دل آن زنـگ کـدورت زده باشـد بـه کنـاری

بــاز بــا ایــن دل آزرده کنــار آمــده باشــد

یــار کــو رفتــه بــه قهــر از ســر ماهــم ز ســر مهــر

شـرط یـاری کـه بـه پرسـیدن یـار آمـده باشـد

لاله خواهم شدنش در چمن و باغ که روزی

بـه تماشـای مـن آن لاله عـذار آمـده باشـد

شهریار این سر و سودای تو دانی به چه ماند

روز روشـن که به خواب شـب تار آمده باشـد

استاد شهریار

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۶ساعت 8:36&nbsp توسط محمود  | 

...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت: 16:24